بازگشت

confer

con·fer/kənˈfɜːr/
1verb (فعل)formal
past (گذشته): conferredpast participle (مفعولی): conferred-ing (حال): conferring3rd (سوم): confers
مشورت کردنمشاوره دادن

بحث یا مشورت کردن با هم.

To discuss or consult together.

«هیئت مدیره قبل از تصمیم‌گیری مشورت خواهد کرد.»

The board will confer before making a decision.

«آن‌ها درباره بهترین روش مشورت کردند.»

They conferred about the best approach.

تفاوت با واژه‌های مشابه
consultمشورت کردن

رسمی. معنی بسیار مشابه، اغلب قابل تعویض است.

Formal. Very similar meaning, often interchangeable.

2verb (فعل)formal
past (گذشته): conferredpast participle (مفعولی): conferred-ing (حال): conferring3rd (سوم): confers
اعطا کردنبخشیدن

اهداء یا اعطای یک عنوان، مدرک یا افتخار.

To grant or bestow a title, degree, or honor.

«دانشگاه فردا مدارک را اعطا خواهد کرد.»

The university will confer degrees tomorrow.

«آن‌ها جایزه‌ای به دانشمند اهدا کردند.»

They conferred an award on the scientist.

تفاوت با واژه‌های مشابه
grantاعطا کردن

رسمی. معنی مشابه، به خصوص در اعطای افتخارات یا مدارک.

Formal. Similar meaning, especially for giving honors or degrees.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000