بازگشت

connive

con·nive/kəˈnaɪv/
verb (فعل)formal
past (گذشته): connivedpast participle (مفعولی): connived-ing (حال): conniving3rd (سوم): connives
دست داشتن درهمدستی کردناز کنار چیزی گذشتن

به طور مخفیانه اجازه دادن یا در انجام کار غیرقانونی یا اشتباه شرکت کردن

To secretly allow or be involved in wrongdoing or illegal acts

«آنها برای تقلب در امتحان همدستی کردند.»

They connived to cheat in the exam.

«مدیر متهم به همدستی با تأمین‌کنندگان شد.»

The manager was accused of conniving with suppliers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
colludeهمدستی کردن

رسمی. معمولا در زمینه همکاری پنهانی یا غیرقانونی استفاده می‌شود و در این مواقع با connive قابل تعویض است.

Formal. Usually used in illegal or secret cooperation contexts, interchangeable with connive in such cases.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000