constituent elements

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

con·stit·u·ent el·e·ments/kənˈstɪtʃuənt ˈɛləmənts/
phrase (عبارت)formal

عبارت — عناصر تشکیل‌دهنده

عناصر تشکیل‌دهندهاجزای سازنده

اجزای جداگانه‌ای که در کنار هم یک چیز را تشکیل می‌دهند.

The individual components that together make up something.

«عناصر تشکیل‌دهندهٔ مخلوط را شناسایی کردیم.»

We identified the constituent elements of the mixture.

«اعتماد یکی از عناصر تشکیل‌دهندهٔ دوستی است.»

Trust is one of the constituent elements of friendship.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000