بازگشت

consular

con·su·lar/ˈkɒn.sjʊ.lər/
consulan official representing a government in a foreign city-arrelating to
adjective (صفت)formal
کنسولیمربوط به کنسولمربوط به کنسولگری

مرتبط با کنسول یا کنسولگری و وظایف یا امور آن‌ها.

Relating to a consul or a consulate, concerning their duties or affairs.

«او برای ویزای کنسولی درخواست داد.»

He applied for a consular visa.

«خدمات کنسولی به شهروندان در خارج کمک می‌کند.»

Consular services help citizens abroad.

تفاوت با واژه‌های مشابه
diplomaticدیپلماتیک

رسمی. مربوط به روابط رسمی بین‌المللی، که شامل امور کنسولی اما گسترده‌تر است.

Formal. Related to official international relations, including consular matters but broader in scope.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000