controled

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

con·troled/kənˈtroʊld/
verb (فعل)informalpast (گذشته): controledpast participle (مفعولی): controled-ing (حال): controling3rd (سوم): controels

فعل — کنترل شد

کنترل شد

گذشته فعل «کنترل کردن» (توجه: املا صحیح controlled است).

Past tense of 'control' (note: 'controlled' is correct spelling).

«او وضعیت را به‌طور مؤثر کنترل کرد.»

He controled the situation effectively.

«آن‌ها دستگاه را از راه دور کنترل کردند.»

They controled the machine remotely.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000