بازگشت

convictions

con·vic·tions/kənˈvɪkʃənz/
noun (اسم)common
plural (جمع): convictions
اعتقاداتباورهاعقاید

باورهای محکم یا عقاید قوی.

Firm beliefs or strong opinions.

«او با اعتقاد زیادی درباره هدفش صحبت کرد.»

She spoke with great conviction about her cause.

«عقایدش هرگز تغییر نکرد.»

His convictions never wavered.

تفاوت با واژه‌های مشابه
beliefsباورها

رایج. اصطلاحی کلی برای چیزهایی که کسی به‌عنوان درست یا مهم می‌پذیرد.

Common. General term for what someone holds as true or important.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000