cool one's heels

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kuːl wʌnz hiːlz/
phrase (عبارت)informal

عبارت — معطل ماندن

معطل ماندنمنتظر ماندن

مدت زیادی، اغلب با کلافگی، منتظر ماندن است.

To wait for a long time, often in an annoying way.

«ما در لابی معطل ماندیم.»

We cooled our heels in the lobby.

«او باعث شد او بیرون منتظر بماند.»

She made him cool his heels outside.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000