cop on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kɑp ɑn/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — متوجه شدن

متوجه شدنفهمیدن

چیزی را، به‌ویژه با تأخیر، فهمیدن یا متوجه شدن است.

To understand or realize something, especially after a delay.

«بالاخره جوک را فهمیدم.»

I finally copped on to the joke.

«او زود متوجه دروغ او شد.»

She soon copped on to his lie.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000