corncob

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

corn·cob/ˈkɔːrnˌkɑːb/
cornmaize or graincobthe central core or spike of corn
noun (اسم)commonplural (جمع): corncobs

اسم — کُن کوب

کُن کوببُن بلال

قسمت مرکزی و سخت داخل بلال که دانه‌های ذرت از آن جدا شده‌اند.

The central core of an ear of corn after the kernels are removed.

«سگ روی کن کوب جوید.»

The dog chewed on the corncob.

«کشاورزان کن کوب‌ها را کمپوست می‌کنند.»

Farmers compost corncobs.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000