couch potato

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

couch po·ta·to/ˈkaʊtʃ pəˌteɪtoʊ/
noun (اسم)informalplural (جمع): couch potatoes

اسم — تلویزیون‌باز

تلویزیون‌بازآدم کم‌تحرک

کسی که وقت زیادی را نشسته و پای تلویزیون می‌گذراند.

a person who spends much time sitting and watching television

«او در زمستان خیلی کم‌تحرک شد.»

He became a couch potato over winter.

«هر آخرهفته را پای تلویزیون نگذران.»

Don't spend every weekend as a couch potato.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000