couldn't organise a piss-up in a brewery

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

couldn't or·gan·ise a piss-up in a brew·er·y/ˈkʊdənt ˈɔrɡəˌnaɪz ə ˈpɪsˌʌp ɪn ə ˈbruəri/
phrase (عبارت)vulgar

عبارت — از پس هیچ کاری برنیامدن

از پس هیچ کاری برنیامدنبسیار بی‌کفایت بودن

در سازمان دادن هر کاری به‌شدت بی‌عرضه بودن.

to be extremely incompetent at organizing anything

«آن‌ها در سازمان‌دهی هر کاری به‌شدت بی‌کفایت‌اند.»

They couldn't organise a piss-up in a brewery.

«آن مدیر از پس ساده‌ترین سازمان‌دهی هم برنمی‌آید.»

That manager couldn't organise a piss-up in a brewery.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000