couldnt

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈkʊdnt/
couldmodal verb indicating past ability or possibilityn'tnegation / not
1verb (فعل)common

فعل — نتوانست

نتوانستنمی‌شدمقدور نبود

برای بیان عدم توانایی یا عدم امکان انجام کاری در گذشته استفاده می‌شود.

Used to say that someone was not able to do something in the past, or that something was not possible.

«نتوانستم در شیشه را باز کنم.»

I couldn't open the jar.

«او نتوانست به مهمانی بیاید.»

She couldn't come to the party.

متضادها
2verb (فعل)common

فعل — حاضر نبودم

حاضر نبودمنمی‌خواستمزیر بار نرفتم

برای بیان عدم تمایل یا امتناع شدید از انجام کاری در گذشته، اغلب با حس اعتراض.

Used to express a strong unwillingness or refusal in the past, often with a sense of protest.

«اصلاً نتوانستم خودم را وادار به عذرخواهی کنم.»

I just couldn't bring myself to apologize.

«او حاضر نشد پیشنهاد آن‌ها را بپذیرد.»

She couldn't accept their offer.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000