crack up

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kræk ʌp/
1phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — زدن زیر خنده

زدن زیر خندهاز خنده ریسه رفتن

ناگهان و از شدت خنده زدن زیر خنده.

to begin laughing suddenly and uncontrollably

«آن داستان باعث شد بزنم زیر خنده.»

That story made me crack up.

«آن‌ها وسط جلسه از خنده ریسه رفتند.»

They cracked up during the meeting.

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — فروپاشی روانی کردن

فروپاشی روانی کردنبه‌هم ریختن

از فشار روانی یا احساسی به‌هم ریختن.

to suffer a mental or emotional breakdown

«فشار روانی او را به‌هم ریخت.»

The stress made him crack up.

«او پس از آن فقدان نزدیک بود فروبپاشد.»

She nearly cracked up after the loss.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000