بازگشت

crack

/kræk/
crackto break or split partially
1verb (فعل)common
past (گذشته): crackedpast participle (مفعولی): cracked-ing (حال): cracking3rd (سوم): cracks
ترک برداشتنشکستن

شکستن یا ترک برداشتن چیزی به طوری که کامل جدا نشود و شکاف باریک ایجاد شود.

To break or cause to break without complete separation, forming narrow openings.

«شیشه وقتی روی زمین افتاد ترک برداشت.»

The glass cracked when it fell on the floor.

«او تخم‌مرغ‌ها را در کاسه شکست.»

He cracked the eggs into the bowl.

تفاوت با واژه‌های مشابه
splitشکافتن

رایج. وقتی شکستگی کامل مدنظر است جایگزین crack می‌شود، ولی split معمولاً به جدا شدن به دو یا چند قسمت اشاره دارد.

Common. Interchangeable when emphasizing breaking apart, but 'split' often implies separation into distinct parts, e.g. 'split wood'.

fractureشکستگی

رسمی/فنی. به خصوص در زمینه پزشکی یا موادی کاربرد دارد و معادل رایج crack در محاوره نیست.

Formal/technical. Used especially in medical or material contexts; not used for casual breaking.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): cracks
ترکشکاف

شکاف یا ترک باریک، به‌ویژه در سطح سختی مانند دیوار یا زمین.

A narrow break or fissure, especially in a hard surface.

«در پنجره یک ترک بود.»

There was a crack in the window.

«پس از زلزله ترک‌هایی در دیوار ظاهر شد.»

A crack appeared in the wall after the earthquake.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fissureشکاف

رسمی. معمولاً برای ترک‌های بلند یا عمیق به‌کار می‌رود، مثلاً در زمین‌شناسی یا پزشکی.

Formal. Usually used for deep or long cracks, often in geology or medicine.

fractureشکستگی

فنی. بیشتر در مورد شکستگی استخوان یا مواد است و کمتر در مکالمه روزمره.

Technical. Used mainly for bone breaks or material fractures; less common in daily talk.

متضادها
3noun (اسم)common
plural (جمع): cracks
صدای ترک خوردنصدای شکستگی

صدای ناگهانی و تیز که معمولاً ناشی از شکستن چیزی است.

A sudden sharp noise, often from something breaking.

«صدای ترک خوردن را از دور شنیدیم.»

We heard a crack in the distance.

«صدای ترک شلاق در فضا پیچید.»

The crack of a whip echoed in the air.

تفاوت با واژه‌های مشابه
snapترق ترک

غیررسمی. معمولاً به صدای کوتاه و تیز اشاره دارد و در توصیف صدا گاهی جایگزین crack می‌شود.

Informal. Usually refers to a short sharp sound, somewhat interchangeable with 'crack' in sound descriptions.

متضادها
4verb (فعل)common
past (گذشته): crackedpast participle (مفعولی): cracked-ing (حال): cracking3rd (سوم): cracks
حل کردنکشف کردن

پیدا کردن راه‌حل یا پاسخ یک مشکل یا راز.

To solve or find an answer to a problem or secret.

«پس از تلاش‌های زیاد بالاخره رمز را شکستند.»

They finally cracked the code after many attempts.

«او در چند دقیقه آن معما را حل کرد.»

She cracked the puzzle in just a few minutes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
solveحل کردن

رایج. تقریباً مترادف است و معمولاً برای مسائل و معماها استفاده می‌شود.

Common. Very close in meaning, used often for problems and puzzles, interchangeable with this sense of 'crack'.

decipherرمزگشایی کردن

رسمی. بیشتر در زمینه رمزگشایی یا تفسیر اطلاعات دشوار کاربرد دارد و تخصصی‌تر از crack است.

Formal. Used especially for decoding or interpreting difficult information; more specialized than 'crack'.

متضادها
5noun (اسم)informal
کریستال کوکائینکریاک

یک نوع کوکائین غیرقانونی و قوی.

An illicit or powerful form of cocaine.

«پلیس او را به خاطر داشتن کریاک دستگیر کرد.»

The police arrested him for possession of crack.

«اعتیاد به کریاک بسیار خطرناک است.»

Crack addiction is very dangerous.

6adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): crackersuperlative (عالی): crackest
ماهرحرفه‌ای

بسیار ماهر یا خبره.

Exceptionally skilled or expert.

«او در تیراندازی با تفنگ بسیار ماهر است.»

He is a crack shot with a rifle.

«او مهندس خبره‌ای در شرکت است.»

She is a crack engineer at the company.

تفاوت با واژه‌های مشابه
expertمتخصص

رایج. وقتی به سطح مهارت اشاره دارد جایگزین مناسب است ولی expert رسمی‌تر است.

Common. Interchangeable when referring to skill level but 'expert' is more formal.

aceاستاد

غیررسمی. بیشتر در مکالمه برای تأکید بر برتری استفاده می‌شود و رسمی نیست.

Informal. Used mostly in spoken English to emphasize excellence, less formal than crack.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000