بازگشت

creep

/kriːp/
1verb (فعل)common
past (گذشته): creptpast participle (مفعولی): crept-ing (حال): creeping3rd (سوم): creeps
خزیدندزدکی رفتن

به آرامی و بی‌صدا حرکت کردن، اغلب برای دیده نشدن.

To move slowly and quietly, often to avoid being noticed.

«گربه بی‌صدا از اتاق خزید.»

The cat crept silently through the room.

«او تلاش کرد بی‌آنکه دیده شود از کنار نگهبان رد شود.»

He tried to creep past the guard unnoticed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crawlخزیدن

رایج است و به حرکت آرام و پایین معمولاً با دست و زانو اشاره دارد؛ در این موارد قابل جایگزین است.

Common. Implies slow, low movement usually on hands and knees; interchangeable when describing slow movement.

متضادها
2noun (اسم)informal
plural (جمع): creeps
آدم عجیبفرد ناراحت‌کننده

فردی که رفتار او باعث ناراحتی یا اضطراب دیگران می‌شود.

A person who behaves in a way that makes others feel uncomfortable or uneasy.

«او آدم عجیب و ناراحت‌کننده‌ای است که همیشه به مردم زل می‌زند.»

He is such a creep, always staring at people.

«آدم عجیب نباش و به حریم خصوصی او احترام بگذار.»

Don’t be a creep; respect her privacy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
weirdoآدم عجیب

غیررسمی است و به فردی عجیب یا اجتماعی ناپذیر اشاره دارد؛ در صحبت‌های غیررسمی با creep قابل جایگزینی است.

Informal. Describes a strange or socially odd person; often interchangeable with 'creep' in informal speech.

stalkerتعقیب‌کننده

رسمی/غیررسمی است و به فردی که دیگران را وسواسی دنبال می‌کند اشاره دارد؛ از نظر شدت معنی قوی‌تر از creep است.

Formal/informal. Refers to someone who follows or monitors others obsessively; more serious meaning than 'creep'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000