بازگشت

friend

/frɛnd/
1noun (اسم)common
plural (جمع): friends
دوسترفیقیار

فردی که کسی او را می‌شناسد و با او پیوند محبت متقابل دارد، معمولاً به جز روابط جنسی یا خانوادگی.

A person whom one knows and with whom one has a bond of mutual affection, typically exclusive of sexual or family relations.

«او با بهترین دوستش به کنسرت رفت.»

She went to the concert with her best friend.

«او در دانشگاه دوستان جدید زیادی پیدا کرد.»

He made many new friends at university.

تفاوت با واژه‌های مشابه
palرفیق. غیررسمی. خودمانی‌تر از 'friend'، اغلب بین آشنایان نزدیک استفاده می‌شود. "رفیق قدیمی من از مدرسه." در زمینه‌های بسیار غیررسمی قابل جایگزینی.
companionهمدم. رایج. فردی که کسی با او وقت می‌گذراند، اغلب برای یک فعالیت یا سفر خاص. "همدم سفر." 'Companion' لزوماً به همان پیوند عاطفی عمیق 'friend' اشاره ندارد.
متضادها
2verb (فعل)informal
past (گذشته): friendedpast participle (مفعولی): friended-ing (حال): friending3rd (سوم): friends
دوست شدن بااد کردن

اضافه کردن (شخصی) به لیست دوستان در یک وب‌سایت شبکه‌های اجتماعی.

To add (someone) to one's list of friends on a social networking website.

«او در فیسبوک با او دوست شد.»

She friended him on Facebook.

«با او دوست نشدم چون او را خوب نمی‌شناسم.»

I didn't friend him because I don't know him well.

تفاوت با واژه‌های مشابه
addاضافه کردن. فنی/غیررسمی. 'Add' یک اصطلاح کلی برای برقراری ارتباط با کسی در رسانه‌های اجتماعی است. 'Friend' به طور خاص به مفهوم "دوستان" در پلتفرم اشاره دارد. "من او را در فیسبوک اضافه کردم" یا "من با او در فیسبوک دوست شدم."
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000