crescent

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

cres·cent/ˈkrɛsənt/
noun (اسم)commonplural (جمع): crescents

اسم — هلال

هلالماه هلالی

شکلی که شبیه داس خمیده یا ماه در یک‌چهارم اول یا آخرش است.

A shape resembling a curved sickle or the moon in its first or last quarter phase.

«دیشب ماه به شکل هلال روشن بود.»

The moon was a bright crescent last night.

«او گردنبندی با آویز هلالی به گردن داشت.»

She wore a necklace with a crescent pendant.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000