بازگشت

crispness

crisp·ness/ˈkrɪspnəs/
crispdry and brittle, firm-nessstate or quality of
noun (اسم)common
تردیشادی

کیفیت یا حالتی که در آن چیزی خشک، سفت و هنگام شکستن صدای تیز ایجاد می‌کند.

The quality or state of being firm, dry, and making a sharp sound when broken.

«تردی سیب‌ها بسیار خوشمزه است.»

The crispness of the apples is delicious.

«تردی در غذاهای سرخ‌شده اهمیت دارد.»

Crispness is important in fried foods.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crunchinessتردی

رایج. کیفیت حسی مشابه مربوط به بافت.

Common. Similar sensory quality related to texture.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000