بازگشت

crop

/krɒp/
cropa cultivated plant gathered as food or produce
noun (اسم)common
plural (جمع): crops
محصول زراعیحاصلبرداشت

گیاهانی که به مقدار زیاد برای غذا یا فروش کشت می‌شوند.

Plants such as grains or vegetables grown in large amounts for food or sale.

«محصول گندم امسال فراوان بود.»

The wheat crop was abundant this year.

«کشاورزان برای برداشت موفق به هوای مساعد وابسته‌اند.»

Farmers rely on good weather for a successful crop.

تفاوت با واژه‌های مشابه
harvestبرداشت محصول

متداول. به عمل یا نتیجه برداشت محصول اشاره دارد و در زمینه کشاورزی با crop قابل جایگزینی است.

Common. Refers to the act or result of gathering crops, often used interchangeably with 'crop' as product in agricultural contexts.

yieldمحصول

رسمی/فنی. به مقدار تولید شده توسط محصول اشاره دارد و معمولاً در گزارش‌های کشاورزی به کار می‌رود. مترادف عمومی گیاه نیست.

Formal/technical. Refers to the amount produced by a crop, often used in agricultural reports. Not a general synonym for the plant itself.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000