بازگشت

yield

/jiːld/
yieldto produce, to give way
1verb (فعل)common
past (گذشته): yieldedpast participle (مفعولی): yielded-ing (حال): yielding3rd (سوم): yields
دادن محصولبهره دادنسود دادن

دادن یا تولید کردن نتیجه، سود یا محصول.

To produce or provide (a result, profit, or crop).

«مزرعه هر سال مقدار زیادی ذرت می‌دهد.»

The farm yields a large amount of corn every year.

«سرمایه‌گذاری در این حوزه سود خوبی می‌دهد.»

Investments in this area yield good returns.

تفاوت با واژه‌های مشابه
produceتولید کردن

رایج است. وقتی درباره محصول یا نتیجه صحبت می‌شود قابل جایگزینی با yield است — «این مزرعه سبزیجات تولید می‌کند» مشابه «این مزرعه سبزیجات می‌دهد». کاربرد وسیع‌تری دارد.

Common. Interchangeable with 'yield' when referring to crops or results — 'The farm produces vegetables' is similar to 'The farm yields vegetables'. Used more broadly than yield.

generateتولید کردن

رسمی است. برای نتایج انتزاعی مثل انرژی یا سود به کار می‌رود و در این موارد قابل جایگزینی با yield است ولی برای محصولات فیزیکی مناسب نیست.

Formal. Used for abstract results like energy or profits. Can replace 'yield' in these contexts but not for physical crops.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): yieldedpast participle (مفعولی): yielded-ing (حال): yielding3rd (سوم): yields
تسلیم شدنتن دادنواگذار کردن

تن دادن یا تسلیم شدن وقتی تحت فشار یا زور قرار می‌گیریم.

To give way under pressure or force; to surrender or stop resisting.

«پل زیر بار سنگین تسلیم شد.»

The bridge yielded under the heavy load.

«بعد از ساعت‌ها بحث، بالاخره تن داد.»

After hours of arguing, she finally yielded.

تفاوت با واژه‌های مشابه
surrenderتسلیم شدن

رسمی است و بیشتر در زمینه‌های نظامی یا حقوقی به کار می‌رود. وقتی به معنای تسلیم شدن است، مثل «آن‌ها قلمرو را تسلیم کردند» جایگزین yield می‌شود.

Formal. Often used in military or legal contexts. Can replace 'yield' when meaning to give up, e.g. 'They surrendered the territory.'

متضادها
3noun (اسم)common
plural (جمع): yields
محصولبازدهسود

مقدار محصول، بازده یا سودی که به دست می‌آید.

The amount produced or returned, often in reference to crops, investments, or effort.

«محصول امسال بالاتر از حد متوسط است.»

This year's crop yield is above average.

«این سرمایه‌گذاری بازده بالایی دارد.»

The investment has a high yield.

تفاوت با واژه‌های مشابه
outputخروجی

رایج است و در زمینه‌های فنی یا کشاورزی به معنای مقدار تولید شده جایگزین yield می‌شود، مثل «خروجی کارخانه افزایش یافت.»

Common. Can replace 'yield' in technical or agricultural contexts meaning produced amount, e.g. 'The factory output increased.'

returnبازگشت سود

رسمی/مالی است و مخصوص سود یا درآمدهای مالی است. در سرمایه‌گذاری‌ها نزدیک به yield است اما برای محصولات فیزیکی کاربرد ندارد.

Formal/financial. Specific to profits or financial gains. Closely related to 'yield' for investments but doesn't apply to physical crops.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000