cross of gold

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/krɔs əv ɡoʊld/
noun (اسم)formalplural (جمع): crosses of gold

اسم — صلیب طلا

صلیب طلا

نمادی از سخنرانی برایان در انتقاد از معیار طلا.

a symbol from Bryan's speech criticizing the gold standard

«آن‌ها سخنرانی صلیب طلا را خواندند.»

They studied the Cross of Gold speech.

«صلیب طلا استعاره‌ای مشهور بود.»

The cross of gold was a famous metaphor.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000