crudely

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

cru·de·ly/ˈkruːd·li/
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): crudeposition (جایگاه): end

قید — به طور زمخت

به طور زمختبه طور ابتدایی

به صورت ناهموار یا بدون ظرافت.

In a rough or unrefined manner.

«نقشه را به طور زمخت روی دستمال کشید.»

He drew the map crudely on a napkin.

«سرپناه از ضایعات به طور ابتدایی ساخته شد.»

The shelter was built crudely from scraps.

تفاوت با واژه‌های مشابه
roughlyتقریباً

رایج اما crudely تاکید بر عدم ظرافت دارد.

Common. Similar meaning but 'crudely' implies less refinement.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000