cuddly

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

cud·dly/ˈkʌdli/
cuddleto hold lovingly-lyhaving the quality of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): cuddliersuperlative (عالی): cuddliest

صفت — دلسوز

دلسوزقابل در آغوش گرفتن

چیزی نرم و دلپذیر که اشتیاق به در آغوش گرفتن را ایجاد می‌کند.

Describes something soft and comforting that invites hugging or cuddling.

«سگ کوچولو خیلی نرم و دلسوز است.»

The puppy is very cuddly.

«او یک خرس عروسکی نرم خرید.»

She bought a cuddly teddy bear.

تفاوت با واژه‌های مشابه
huggableقابل در آغوش گرفتن

غیررسمی. بر در آغوش گرفتن تأکید دارد؛ تقریباً معادل cuddly.

Informal. Emphasizes inviting hugs; almost synonymous with cuddly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000