culturally specific

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

cul·tur·al·ly spe·cif·ic/ˈkʌltʃərəli spəˈsɪfɪk/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more culturally specificsuperlative (عالی): most culturally specific

صفت — مختص یک فرهنگ

مختص یک فرهنگوابسته به فرهنگ خاص

به فرهنگ خاصی وابسته است و ممکن است در فرهنگ‌های دیگر همان معنا یا کاربرد را نداشته باشد.

Connected with or meaningful within one particular culture rather than all cultures.

«این حرکت به یک فرهنگ خاص مربوط است.»

This gesture is culturally specific.

«بعضی شوخی‌ها فقط در یک فرهنگ خاص قابل‌فهم‌اند.»

Some jokes are culturally specific.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000