بازگشت

curry favor

cur·ry fa·vor/ˈkʌri ˈfeɪvər/
curryto groom or clean an animalfavorsupport or approval
phrasal verb (فعل عبارتی)formal
جلب محبت کردنخوشامد کسی را گفتن

تلاش کردن برای کسب دلجویی یا محبت کسی با رفتار یا تعریف‌های خوشایند و تملق‌آمیز.

To try to gain someone's approval or good will by flattery or pleasing behavior.

«او با تعریف از کار مدیر سعی کرد محبتش را جلب کند.»

He tried to curry favor with the boss by complimenting her work.

«سیاستمداران اغلب قبل از انتخابات سعی می‌کنند دل رأی‌دهندگان را به دست آورند.»

Politicians often curry favor with voters before elections.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flatterتملق گفتن

رایج. معنای مشابه ولی flatter در زمینه‌های مختلف تعریف دارد، در حالی که curry favor مخصوص تلاش برای جلب حمایت است.

Common. Similar meaning but 'flatter' can be used in more varied contexts including insincere praise generally, while 'curry favor' specifically implies effort to gain someone's support or advantage.

woeتملق کردن (کهنه)

کهنه. امروزه به ندرت استفاده می‌شود و در گذشته معنای نزدیکی داشته است.

Archaic. Rarely used now. Historically close in meaning but outdated in modern English.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000