بازگشت

custody

cus·to·dy/ˈkʌstədi/
noun (اسم)common
نگهداریسرپرستی

حق یا وظیفه قانونی مراقبت از کسی، به‌ویژه کودک، پس از جدایی یا طلاق.

The legal right or duty to take care of someone, especially a child, after separation or divorce.

«مادر سرپرستی کودک را به دست آورد.»

The mother gained custody of the child.

«او توسط پلیس بازداشت شد.»

He was taken into police custody.

تفاوت با واژه‌های مشابه
guardianshipوصایت

اصطلاح حقوقی رسمی. به مسئولیت قانونی مراقبت از دیگران، عمدتاً کودکان، اشاره دارد.

Formal legal term. Refers to the legal responsibility for someone’s care, mostly children.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000