daughter-in-law

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

daugh·ter-in-law/ˈdɔː.tər.ɪn.lɔː/
daughterfemale offspringin-lawrelated by marriage
noun (اسم)commonplural (جمع): daughters-in-law

اسم — عروس

عروس

همسر پسر؛ عروس خانواده.

The wife of one's son.

«عروس من غذاهای خوشمزه می‌پزد.»

My daughter-in-law cooks delicious meals.

«او عروسی مهربان است.»

She is a kind daughter-in-law.

تفاوت با واژه‌های مشابه
brideعروس

رایج. معمولاً به زن در روز یا نزدیک روز عروسی اشاره دارد، نه لزوماً عروس.

Common. Usually means a woman on or just after her wedding day, not necessarily a daughter-in-law.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000