بازگشت

daughter

daugh·ter/ˈdɔːtər/
noun (اسم)common
plural (جمع): daughters
دختر

فرزند یا شخص مؤنث در رابطه با والدینش.

A female child or person in relation to her parents.

«بزرگترین دخترشان تازه وارد دانشگاه شد.»

Their eldest daughter just started college.

«او دختری مهربان برای والدینش است.»

She is a loving daughter to her parents.

تفاوت با واژه‌های مشابه
girlدختر

رایج. 'Girl' یک اصطلاح کلی‌تر برای یک زن جوان است، در حالی که 'daughter' به طور خاص رابطه والد-فرزندی را نشان می‌دهد. 'او یک دختر است' کلی است، 'او دختر من است' مشخص می‌کند.

Common. 'Girl' is a more general term for a young female, while 'daughter' specifically denotes the parent-child relationship. 'She's a girl' is general, 'She's my daughter' specifies.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000