بازگشت

daze

/deɪz/
1noun (اسم)common
حالت گیجیشیدایی

وضعیتی از گیجی یا بی‌خبری موقتی.

A state of confusion or stunned bewilderment.

«او بعد از تصادف در حالت گیجی بود.»

He was in a daze after the accident.

«شوک او را در حالت گیجی گذاشت.»

The shock left her in a daze.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stuporحالت گیجی

رسمی. معنی مشابه ولی بیشتر به بیهوشی اشاره دارد.

Formal. Similar meaning but may imply deeper unconsciousness.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): dazedpast participle (مفعولی): dazed-ing (حال): dazing3rd (سوم): dazes
گیج کردنمنگ کردن

کسی را موقتاً گیج یا منگ کردن.

To stun or confuse someone temporarily.

«نور شدید او را گیج کرد.»

The bright light dazed him.

«صدای ناگهانی او را منگ کرد.»

She was dazed by the sudden noise.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stunگیج کردن

رایج. اغلب جایگزین است ولی stun ممکن است قوی‌تر باشد.

Common. Used interchangeably but 'stun' can be stronger in effect.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000