بازگشت

debase

de·base/dɪˈbeɪs/
verb (فعل)formal
past (گذشته): debasedpast participle (مفعولی): debased-ing (حال): debasing3rd (سوم): debases
توهین کردنتنزل دادنتنزل کیفیت دادن

کیفیت، ارزش یا شان چیزی را کاهش دادن.

To reduce the quality, value, or dignity of something.

«فساد می‌تواند اعتبار یک کشور را پایین بیاورد.»

Corruption can debase the reputation of a nation.

«او متهم به کاهش ارزش پول شد.»

He was accused of debasing the currency.

تفاوت با واژه‌های مشابه
degradeتنزل دادن

رایج. می‌تواند به جای debase در متن‌های رسمی درباره پایین آوردن کیفیت یا جایگاه استفاده شود.

Common. Can replace 'debase' especially in formal contexts about lowering status or quality.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000