بازگشت

deficit

def·i·cit/ˈdɛfɪsɪt/
de-down, away, reversalficmake, do (from Latin facere)-itnoun suffix
1noun (اسم)common
کسریکمبود مالی

مقداری که در آن چیزی، به‌ویژه پول، کمتر از مقدار لازم یا پیش‌بینی‌شده باشد.

An amount by which something, especially money spent, is less than the amount required or expected.

«شرکت در سه‌ماهه گذشته کسری را گزارش کرد.»

The company reported a deficit in the last quarter.

«امسال کسری بودجه وجود دارد.»

There is a budget deficit this year.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shortfallکسر بودجه

رایج. وقتی درباره میزان کمبود در مالی یا منابع صحبت می‌شود قابل تعویض است؛ مثلاً «کسر بودجه» معادل «کسری بودجه» است.

Common. Interchangeable when referring to an amount lacking in finances or resources—for example, 'a budget shortfall' means the same as 'a budget deficit'.

متضادها
2noun (اسم)common
کمبودنقص

نقص یا کمبود در یک ویژگی، توانایی یا مهارت.

A disadvantage or deficiency in a quality, ability, or skill.

«او در مهارت‌های ارتباطی کمبود دارد.»

He has a deficit in communication skills.

«تیم کمبود تجربه داشت.»

The team showed a deficit in experience.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shortageکمبود

رایج. وقتی درباره کمبود ویژگی یا مهارت صحبت می‌شود قابل جایگزینی است؛ مثلاً «کمبود استعداد» شبیه «کسری استعداد» است.

Common. Can replace deficit when referring to a lack of something abstract like skill or quality—for example, 'a shortage of talent' is similar to 'a talent deficit'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000