densest

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

den·sest/ˈdensɪst/
denseclosely packed or thick-estsuperlative suffix
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): densersuperlative (عالی): densest

صفت — متراکم‌ترین

متراکم‌ترینچگال‌ترین

دارای بیشترین تراکم یا چگالی؛ متراکم‌ترین حالت.

Having the greatest degree of compactness or thickness; most crowded or solid.

«این متراکم‌ترین بخش جنگل است.»

This is the densest part of the forest.

«پر تراکم‌ترین ترافیک در ساعات شلوغ اتفاق می‌افتد.»

The densest traffic occurs during rush hour.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000