بازگشت

deprive

de·prive/dɪˈpraɪv/
verb (فعل)common
past (گذشته): deprivedpast participle (مفعولی): deprived-ing (حال): depriving3rd (سوم): deprives
محروم کردنبی‌بهره گذاشتن

چیزی را از کسی گرفتن یا مانع داشتن او شدن.

To take something away from someone or prevent them from having something.

«جنگ بسیاری از خانواده‌ها را از خانه‌هایشان محروم کرد.»

The war deprived many families of their homes.

«خودت را از خواب محروم نکن.»

Don't deprive yourself of sleep.

تفاوت با واژه‌های مشابه
denyنفی کردن

اصطلاح عمومی برای رد یا ندادن چیزی.

General term meaning to refuse or not give something.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000