derogate

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

der·o·gate/ˈdɛrəɡeɪt/
de-down, awayrogateto ask or propose
verb (فعل)formalpast (گذشته): derogatedpast participle (مفعولی): derogated-ing (حال): derogating3rd (سوم): derogates

فعل — تحقیر کردن

تحقیر کردنکاستن ارزش

کاستن از ارزش یا شهرت چیزی؛ تحقیر یا کوچک شمردن.

To detract from the value or reputation of something; to belittle or disparage.

«او موفقیت‌های او را به‌طور ناعادلانه تحقیر کرد.»

He derogated her achievements unfairly.

«اظهاراتی مانند این کل تیم را تحقیر می‌کنند.»

Comments like that derogate the whole team.

تفاوت با واژه‌های مشابه
belittleناچیز شمردن

رایج. در زبان روزمره برای کوچک نشان دادن اهمیت به کار می‌رود.

Common. Used widely in everyday language for minimizing importance.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000