بازگشت

desperation

des·per·a·tion/ˌdɛspəˈreɪʃən/
desperatefeeling or showing a hopeless sense-ionnoun suffix indicating state or condition
noun (اسم)common
ناامیدییأس

حالت ناامیدی و فوریت برای پیدا کردن راه‌حل یا فرار.

A state of hopelessness and urgency to find a solution or escape.

«در ناامیدی، او درخواست کمک کرد.»

In desperation, she called for help.

«ناامیدی او در چشمانش واضح بود.»

His desperation was clear in his eyes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hopelessnessناامیدی

رایج. تأکید بر فقدان کامل امید دارد؛ معنای بسیار نزدیک.

Common. Emphasizes complete lack of hope; very close in meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000