بازگشت

despondent

des·pon·dent/dɪˈspɒndənt/
adjective (صفت)formal
comparative (تفضیلی): more despondentsuperlative (عالی): most despondent
ناامیددل‌شکستهدلسرد

احساس بسیار ناراحتی، ناامیدی و دلسردی.

Feeling very sad, hopeless, and discouraged.

«پس از باخت بازی احساس ناامیدی کرد.»

He felt despondent after losing the match.

«او در طول انتظار طولانی دلسرد شد.»

She grew despondent during the long wait.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dejectedافسرده

رسمی. معنای نزدیک دارد، اغلب در متون نوشتاری کاربرد دارد.

Formal. Close in meaning, often used in written contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000