die in harness

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

die in har·ness/daɪ ɪn ˈhɑrnəs/
phrase (عبارت)literary

عبارت — سر کار مردن

سر کار مردن

در حالی که هنوز مشغول کار است مردن.

To die while still actively working.

«او امیدوار بود سر کار بمیرد.»

He hoped to die in harness.

«پزشک در حالی که هنوز کار می‌کرد، درگذشت.»

The doctor died in harness.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000