dip one's finger in

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

dip one's fin·ger in/dɪp wʌnz ˈfɪŋɡər ɪn/
phrase (عبارت)informal

عبارت — کمی وارد کاری شدن

کمی وارد کاری شدن

به‌شکلی محدود در کاری وارد شدن است.

To become slightly involved in something.

«او کمی وارد سیاست شد.»

He dipped his finger in politics.

«او اندکی در پروژه دخالت کرد.»

She dipped a finger in the project.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000