directly affect

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

di·rect·ly af·fect/dəˈrɛktli əˈfɛkt/
phrase (عبارت)common

عبارت — مستقیماً تأثیر گذاشتن

مستقیماً تأثیر گذاشتنبی‌واسطه اثر کردن

به‌طور بی‌واسطه بر کسی، چیزی یا وضعیتی اثر گذاشتن.

To have an immediate influence on a person, thing, or situation.

«این کاهش‌ها مستقیماً بر کسب‌وکارهای کوچک اثر می‌گذارند.»

These cuts directly affect small businesses.

«این تأخیر مستقیماً بر برنامه‌های ما تأثیر گذاشت.»

The delay directly affected our plans.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000