disgorged

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

dis·gorged/dɪsˈɡɔːrdʒd/
dis-reversalgorgeto swallow or fill
adjective (صفت)formal

صفت — استفراغ شده

استفراغ شدهخارج شده

چیزی را با زور بیرون ریخته یا استفراغ کرده.

Having expelled or vomited something forcefully.

«نهنگ آب را بیرون ریخت.»

The whale disgorged the water.

«محتویات بیرون ریخته ظرف را پر کرد.»

Disgorged contents filled the container.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000