disintegrations

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

dis·in·te·gra·tions/dɪsˌɪn.tɪˈɡreɪ.ʃənz/
dis-negation / reversalintegrateto combine or unite-ionthe act or process of
noun (اسم)formalplural (جمع): disintegrations

اسم — تکه‌تکه شدن

تکه‌تکه شدناز هم پاشیدن

فرایند یا عمل از هم پاشیدن یا از دست دادن پیوستگی.

The processes or acts of breaking apart into pieces or losing cohesion.

«تکه‌تکه شدن مواد باعث تضعیف ساختارها می‌شود.»

Disintegrations of materials weaken structures.

«از هم پاشیدن‌های اجتماعی بر جوامع تأثیر می‌گذارد.»

Social disintegrations affect communities.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000