disparages

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

dis·par·ag·es/dɪsˈpærɪdʒɪz/
dis-negation, opposite ofparequal-ageaction or process
verb (فعل)commonpast (گذشته): disparagedpast participle (مفعولی): disparaged-ing (حال): disparaging3rd (سوم): disparages

فعل — تحقیر کردن

تحقیر کردنکوچک شمردن

به کسی یا چیزی به گونه‌ای حرف زدن که بی‌احترامی یا انتقاد شدید نشان دهد.

Speaks about someone or something in a way that shows strong disrespect or criticism.

«او پشت سر همکارانش بد می‌گوید.»

He disparages his coworkers behind their backs.

«منتقدان اغلب فیلم‌های جدید را بی‌انصافانه تحقیر می‌کنند.»

Critics often disparage new movies unfairly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
belittlesکم‌اهمیت جلوه دادن

رایج در مکالمات روزمره و رسمی. وقتی تأکید روی کوچک نشان دادن اهمیت است می‌تواند جایگزین disparages شود، مثلاً «او دستاوردهایش را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد.»

Common in everyday and formal contexts. Can replace 'disparages' mostly when the focus is on minimizing importance, e.g. 'He belittles her achievements.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000