dispersions

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/dɪˈspɜːrʒənz/
dis-apart, awaypersto spread-ionprocess or result
noun (اسم)commonplural (جمع): dispersions

اسم — پراکنده شدن

پراکنده شدنانتشارپخش

عمل یا فرآیند پراکنده کردن افراد یا اشیاء در منطقه‌ای وسیع

The action or process of distributing things or people over a wide area.

«پراکنده شدن بذرها به رشد گیاهان کمک می‌کند.»

The dispersions of seeds help plants reproduce.

«پخش نور باعث ایجاد رنگین‌کمان می‌شود.»

Light dispersion causes rainbows.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scatteringپراکنده شدن

رایج. وقتی به پخش شدن اشاره دارد قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable with dispersion when referring to spreading out.

distributionتوزیع

رسمی. معمولا به پخش منظم یا برنامه‌ریزی شده اشاره دارد.

Formal. Often refers to orderly or planned dispersal rather than random spreading.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000