بازگشت

disqualify

dis·qual·i·fy/dɪsˈkwɒlɪfaɪ/
dis-negation or reversalqualifyto meet required conditions
verb (فعل)common
past (گذشته): disqualifiedpast participle (مفعولی): disqualified-ing (حال): disqualifying3rd (سوم): disqualifies
محروم کردنرد صلاحیت کردن

به طور رسمی کسی را از شرکت یا واجد شرایط بودن محروم کردن.

To officially prevent someone from participating or being eligible.

«او به‌خاطر تقلب رد صلاحیت شد.»

He was disqualified for cheating.

«اگر شرکت‌کنندگان قوانین را بشکنند، ممکن است محروم شوند.»

Contestants can be disqualified if they break the rules.

تفاوت با واژه‌های مشابه
excludeمحروم کردن

رسمی/رایج. هنگام محروم کردن در مسابقات یا انتخاب‌ها قابل تعویض است.

Formal/common. Often interchangeable when disqualifying in competitions or selections.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000