بازگشت

disuse

dis·use/dɪsˈjuːs/
dis-not, opposite ofusethe act of using
noun (اسم)common
عدم استفادهرها شدنبی‌استفاده بودن

وضعیتی که در آن چیزی دیگر استفاده نمی‌شود یا به کار نمی‌رود.

The state of no longer being used or in operation.

«پس از جنگ، کارخانه دیگر استفاده نشد.»

The factory fell into disuse after the war.

«پل قدیمی اکنون بلااستفاده است.»

The old bridge is now in disuse.

تفاوت با واژه‌های مشابه
obsolescenceمنسوخ شدن

رسمی. به طور خاص به چیزی که قدیمی و دیگر استفاده نمی‌شود اشاره دارد.

Formal. Specifically refers to something becoming outdated and not used anymore.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000