بازگشت

docile

do·cile/ˈdoʊsaɪl/
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): docilersuperlative (عالی): docilest
راممطيعآسان تربیت

آسان تربیت‌شدنی یا رام‌شدنی؛ مطیع

Easily trained or managed; submissive

«سگ رام از صاحبش اطاعت کرد.»

The docile dog obeyed its owner.

«او شخصیتی مطیع دارد.»

She has a docile personality.

تفاوت با واژه‌های مشابه
obedientمطيع

معنی بسیار نزدیک و در بسیاری از موارد قابل جایگزین است.

Very similar meaning; interchangeable in many contexts.

tameرام

معمولاً برای حیوانات به کار می‌رود؛ معنی مشابه دارد.

Usually used for animals; similar meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000