بازگشت

doff

/dɒf/
verb (فعل)formal
past (گذشته): doffedpast participle (مفعولی): doffed-ing (حال): doffing3rd (سوم): doffs
برداشتن کلاهدرآوردن لباس

برداشتن یا درآوردن کلاه یا لباس به نشانه احترام یا سلام.

To take off or remove (a hat or clothing) as a sign of respect or greeting.

«او کلاهش را در برابر ملکه برداشت.»

He doffed his hat to the queen.

«لطفاً هنگام ورود به کلیسا کلاه خود را بردارید.»

Please doff your cap when entering the church.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tipکج کردن

رسمی/کهنه. زمانی که منظور برداشت یا تکان دادن کلاه به عنوان حرکتی مودبانه است، با doff قابل تعویض است؛ مثلاً «او کلاه خود را کج کرد» رایج است، در حالی که «او کلاه خود را برداشت» رسمی یا قدیمی‌تر است.

Formal/archaic. Interchangeable with 'doff' when referring to lifting or tilting a hat as a polite gesture—e.g., 'He tipped his hat' is common, while 'He doffed his hat' is more formal or old-fashioned.

removeدرآوردن

رایج/رسمی. در موقعیت‌های درآوردن لباس می‌تواند جایگزین doff شود اما بار معنایی احترام‌آمیز را ندارد؛ «او کلاه خود را درآورد» خنثی است اما doff بار احترام دارد.

Common/formal. Can replace 'doff' in contexts of taking off clothing but lacks the ceremonial or respectful nuance—'She removed her hat' is neutral, while 'doff' implies respect.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000