بازگشت

doubting

doubt·ing/ˈdaʊtɪŋ/
verb (فعل)common
past (گذشته): doubtedpast participle (مفعولی): doubted-ing (حال): doubting3rd (سوم): doubts
شک داشتنتردید کردن

به درستی، واقعی بودن یا قابل اعتماد بودن چیزی شک داشتن.

Questioning the truth, reality, or reliability of something.

«او همچنان نسبت به نیت‌های او شک داشت.»

She kept doubting his intentions.

«من نسبت به دقت این گزارش تردید دارم.»

I am doubting the accuracy of this report.

تفاوت با واژه‌های مشابه
questioningپرسش کردن

رایج. مترادف کلی که بر عدم اطمینان یا پرسش تمرکز دارد.

Common. General synonym highlighting uncertainty or inquiry.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000