بازگشت

downplay

down·play/ˌdaʊnˈpleɪ/
down-reduce / lowerplayto perform or act
verb (فعل)common
کم‌اهمیت جلوه دادنناچیز شمردن

بیان یا نشان دادن چیزی به گونه‌ای که کم‌اهمیت‌تر یا کمتر جدی به نظر برسد

to make something seem less important or less serious than it really is

«او مشکلات پروژه را کم‌اهمیت نشان داد.»

She downplayed the difficulties of the project.

«شرکت در بیانیه خود ریسک‌ها را ناچیز شمرد.»

The company downplayed the risks in their statement.

تفاوت با واژه‌های مشابه
minimizeکمینه کردن

رسمی. در موارد رسمی یا جدی معمولاً جایگزین downplay می‌شود. مثلاً «آنها مشکل را کمینه کردند» مانند «ناچیز شمردند» معنی می‌دهد ولی minimize کمتر در مکالمات روزمره استفاده می‌شود.

Formal. Can replace 'downplay' especially in official or serious contexts. For example, 'They minimized the problem' works like 'they downplayed the problem' but 'minimize' is less common in casual speech.

underestimateکم ارزیابی کردن

روزمره. گاهی جایگزین downplay می‌شود ولی معمولاً به ارزیابی نادرست اشاره دارد نه کم اهمیت نشان دادن عمدی. «او ریسک را کم ارزیابی کرد» متفاوت از «او ریسک را ناچیز شمرد» است.

Everyday. Can sometimes replace 'downplay' but usually refers more to inaccurate assessment rather than deliberate portrayal. 'He underestimated the risk' differs from 'he downplayed the risk' in intent.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000