draw (a) line

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/drɔ ə laɪn/
phrase (عبارت)common

عبارت — مرز تعیین کردن

مرز تعیین کردنخط قرمز گذاشتن

برای آنچه پذیرفتنی یا مجاز است، مرزی روشن تعیین کردن.

To set a clear limit on what is acceptable or allowed.

«والدین باید میان کمک کردن و کنترل کردن مرزی تعیین کنند.»

Parents must draw a line between help and control.

«شرکت در به‌اشتراک‌گذاری داده‌های خصوصی خط قرمز گذاشت.»

The company drew the line at sharing private data.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000